ارزش پول از کجا ناشی می شود؟

مطلبی درباره دلایل ارزش داشتن پول ، تاریخچه ای از این که پول در زمان های مختلف بر چه اساسی ارزش داشته است و حالا ارزش آن چگونه تعیین می شود و چه اتفاقاتی رخ می دهد که ارزش پول کم می شود و مطالب خواندنی دیگر.

ارزش پول ، پشتوانه استاندارد طلا ، سکه ، فلزات گرانبها ، طلا ، نقره ، ارز ، ذوب سکه ، تورم ، اقتصاد ، افزایش قیمت ، عرضه پول ، عرضه و تقاضا ، کالاها ، خدمات

پول به خودی خود ارزش ذاتی ندارد. تنها تکه هایی از کاغذ و یا اعدادی در یک دفتر است. خودرو دارای ارزش ذاتی است چراکه به ما کمک می کند به جایی که می خواهیم برویم. آب هم به خاطر موارد استفاده اش دارای ارزش ذاتی است به عنوان مثال این که اگر به اندازه کافی آب ننوشیم می میریم. اما همان طور که گفته شد پول دارای ارزش ذاتی نیست. نگاه کردن به تصویر شخصیت های ملی یا ابنیه تاریخی و … که بر روی پول ها نقش بسته به ما احساس لذت می دهد وگرنه پول بیشتر از تکه های کاغذ ارزش ندارد.

با این حساب ارزش پول از کجا ناشی می شود؟

در گذشته پول به شکل سکه بود و به طور کلی از فلزات گرانبها مانند طلا و نقره درست می شد. ارزش سکه ها تقریباً براساس ارزش فلزاتشان تعیین می شد چرا که همیشه امکان ذوب سکه ها و استفاده از فلز آنها برای مقاصد دیگر وجود داشت. تا چند دهه پیش هم ارزش پول کاغذی در کشورهای مختلف براساس پشتوانه استاندارد طلا و یا استاندارد نقره و یا ترکیبی از این دو تعیین می شد. یعنی به عنوان مثال هر ریال معادل طلا داشت.

استاندارد طلا در سال ۱۹۷۱ و با نظر نیکسون رییس جمهوری وقت آمریکا پایان یافت.

با این حساب برچه اساسی یک تکه کاغذ به شکل اسکناس پنج هزار تومانی دارای ارزش است؟ پاسخ این پرسش ساده است: پول کالایی با میزان عرضه محدود است و تقاضا هم برای آن وجود دارد چرا که مردم آن را می خواهند.

دلیل این که ما پول می خواهیم این است که می دانیم افراد دیگر هم خواهان آن هستند بنابراین می توانیم پولمان را به دیگران بدهیم و در مقابل از آنها کالاها و خدمات مورد نیازمان را دریافت کنیم. آنها هم می توانند از آن پول برای خرید کالاها و خدماتی که می خواهند استفاده کنند.

در نهایت هم آن چه که در اقتصاد مهم است محصولات و خدمات است و پول راهی است که با آن می توانیم کالاها و خدماتی که برایمان کمتر مطلوبند را تحویل دهیم و آنهایی که برایمان مطلوب ترند را دریافت کنیم. مردم نیروی کارشان (کار) را می فروشند تا حالا پول به دست آورند و با آن در آینده کالا و خدمات بخرند. اگر من باور داشته باشم که پول در آینده دارای ارزش خواهد بود کار می کنم تا به میزانی از آن دست پیدا کنم.

بعید است که در آینده نزدیک جایگزینی برای پول پیدا شود. حتی اگر تصمیم گرفته شود ارز دیگری جایگزین یک ارز شود، در یک دوره زمانی، فرصت آن را خواهیم داشت تا پول قدیمی مان را با ارز جدید تعویض کنیم. این اتفاق در اروپا و زمانی که یورو جایگزین ارزهای ملی شدند رخ داد.

سیستم پولی ما بر روی مجموعه ای از باورها به اجرا در می آید؛ این سیستم تا زمانی که به ارزش پول در آینده باور داشته باشیم کار خواهد کرد. اما چه چیزی می تواند باعث شود ما باورمان را به این سیستم از دست بدهیم؟ چنان که گفته شد بعید است در آینده نزدیک جایگزینی برای پول پیدا شود.

پس چرا ممکن است به این فکر بیفتیم که پولمان در آینده ارزش پول دیگران را ندارد؟ چه می شود که به این باور می رسیم پولمان در آینده ارزش امروز خود را نخواهد داشت؟ این تورم است که باعث می شود مردم بخواهند با حداکثر سرعت ممکن از شر پولشان خلاص شوند. تورم و راه عقلانی ای که شهروندان در واکنش به آن در پیش می گیرند بدبختی بزرگی برای اقتصاد است. مردم نمی خواهند پای معاملاتی را امضا کنند که مستلزم پرداخت هایی در آینده باشد چون مطمئن نیستند وقتی پرداخت هایشان در آینده به پایان می رسد ارزش پول چه قدر خواهد بود.

به خاطر همین فعالیت های مرتبط با کسب و کار به شدت کاهش می یابد. تورم باعث همه انواع دیگر ناکارآمدی ها هم می شود، از تغییر قیمت هر چند دقیقه ای کافه ها گرفته تا این که یک خانه دار باید ساکی پر از پول را به نانوایی ببرد تا یک قرص نان بخرد. اگر شهروندان باورشان را به پول از دست بدهند و باور داشته باشند که پول در فعالیت های اقتصادی آینده ارزش کمتری خواهد شد دیگر سخت کار نخواهند کرد.

پول در اصل یک کالا است، بنابراین قوانین بدیهی عرضه و تقاضا بر آن حاکم است. در اقتصاد ارزش یک کالا به وسیله عرضه و تقاضا و عرضه و تقاضا برای کالاهای دیگر تعیین می شود. قیمت هر کالا مقدار پولی است که یک فرد می دهد تا آن کالا را به دست آورد. تورم زمانی رخ می دهد که قیمت کالاها افزایش می یابد. به عبارت دیگر زمانی که پول نسبت به کالاهای دیگر کم ارزش تر می شود. این وضعیت وقتی رخ می دهد که:

۱-عرضه پول افزایش می یابد.
۲-عرضه محصولات کاهش می یابد.
۳- تقاضا برای پول کاهش می یابد.
۴-تقاضا برای سایر کالاها افزایش می یابد.

علت اصلی تورم، افزایش عرضه پول است. تورم می تواند دلایل دیگری هم داشته باشد. به عنوان مثال اگر فاجعه ای طبیعی فروشگاه ها را نابود کند اما بانک ها دست نخورده باقی بمانند انتظار افزایشی فوری در قیمت ها می رود، چراکه کالاها نسبت به پول کمیابند. البته این قبیل شرایط نادر است. در بیشتر موارد تورم زمانی ایجاد می شود که افزایش عرضه پول سریع تر از عرضه کالاها و خدمات دیگر صورت می گیرد.

پس در پاسخ این پرسش که چرا پول دارای ارزش است به طور خلاصه باید گفت که دلیلش این است که مردم بر این باورند که قادر به تبادل پول با کالاها و خدمات در آینده هستند. این باور به پول تا زمانی که مردم از تورم آینده نمی ترسند ادامه خواهد یافت. برای جلوگیری از تورم، دولت ها باید به شهروندانشان اطمینان بدهند که عرضه پول خیلی به سرعت افزایش نمی یابد.